آکادمی

سه شنبه, 22 بهمن 1404 15:43

آشنایی با استراتژی‌های تریدینگ شاخص‌های بازارهای مالی

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

شاخص‌های مختلف از DJIA (یا همان داو جونز) گرفته تا HSI و غیره، معیارهایی مهم و حیاتی هستند که عملکرد شرکت‌های پیشگام را در سطح مناطق مختلف منعکس می‌کنند. چنین معیارهایی می‌توانند هم برای تریدرهای تازه کار و هم برای افراد حرفه‌ای اطلاعات مفیدی راجع به بازار فراهم کرده و نقش ابزارهایی برای تنظیم استراتژی، مدیریت ریسک و تنوع بخشی به پورتفولیو را داشته باشند.

با توجه به محبوبیت چشمگیر شاخص‌ها، از آنها به طور قابل توجهی در معاملات فیوچرز، آپشن، ETF و غیره استفاده شده و به تریدرها امکان می‌دهند که به راحتی از دارایی خودشان در برابر نوسان حفاظت کرده یا حرکات بازار را پیش بینی کنند. در این مقاله نگاهی داریم به مهم‌ترین شاخص‌های بازارهای مالی جهان، ترکیب آنها و اهمیت و نقشی که در شکل دادن به بازارهای اقتصادی و معاملات دارند.

منظور از شاخص‌های بازارهای مالی چیست؟

شاخص‌های بازارهای مالی، در واقع یکسری معیار آماری هستند که عملکرد گروهی از دارایی‌ها را منعکس می‌کنند. مثلاً با ارجاع به سه شاخص اصلی بازار آمریکا می‌توان فوراً مشخص کرد که یک بخش خاص از بازار در چه وضعیتی قرار دارد.

این شاخص‌ها راهی برای ارزیابی الگوهای بازار، مدیریت ریسک و تنوع بخشی به پورتفولیو هستند. چنین شاخص‌هایی برای تنظیم استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی کاربرد زیادی داشته و نقش معیاری برای ارزیابی عملکرد را دارند.

شاخص‌ها چطور کار می‌کنند؟

شاخص‌ها به غیر از پیگیری ساده، می‌توانند به عنوان یک مبنا برای محصولات مالی مختلف عمل کرده و به تریدرها امکان دهند بدون نیاز به خرید دارایی‌ها، از تغییرات نرخ در بازار بهره ببرند. این سطح دسترس پذیری بی نظیر باعث شده که شاخص‌ها هم برای تریدرهای شخصی و هم تریدرهای سازمانی بسیار مفید باشند. علاوه بر این، ساختار یک شاخص – از جمله نوع دارایی‌های پوشش داده شده در آن و وزن آنها – می‌تواند تأثیر چشمگیری بر رفتار شاخص و عملکرد آن داشته باشد.

در مجموع، آشنایی با این مسائل برای تریدرهایی که سعی دارند نوسانات بازار را درست تفسیر کرده و تصمیم گیری آگاهانه‌ای داشته باشند، ضروری است. در ادامه با جزئیات تریدینگ بر اساس شاخص‌های بازار مالی (یا همان ایندکس تریدینگ) آشنا می‌شوید.

ایندکس تریدینگ چطور انجام می‌شود؟

ایندکس تریدینگ یعنی گمانه زنی راجع به تغییرات قیمت گروهی از دارایی‌ها بدون مالکیت مستقیم آنها. این کار معمولاً از طریق ابزارهایی مثل قراردادهای مابه التفاوت، فیوچرز یا آپشن انجام می‌شود. در ادامه با جزئیات نحوه انجام این کار آشنا می‌شوید.

1. ترکیب و وزن شاخص‌ها

همانطور که قبلاً اشاره شد، شاخص‌ها از دارایی‌های مختلف ترکیب شده‌اند از جمله سهام، کالا، اوراق بهادار و غیره و عملکرد آنها با استفاده از روش‌های وزن دهی مختلف رهگیری می‌شود. متداول‌ترین روش‌ها، عبارتند از:

  • وزنِ قیمت: سهام‌هایی با قیمت بالاتر تأثیر بیشتری بر شاخص دارند. مثلاً در DJIA و HSI که شاخص‌های بازار کلان‌تر هستند از این روش استفاده شده و می‌توانید وضعیت سلامت یک بازار را بر اساس آن محاسبه کنید.
  • وزنِ مارکت کپ: سهام‌هایی با مارکت کپ بیشتر، تأثیر بیشتری دارند. این موضوع راجع به S&P 500 صدق می‌کند که در آن سهام شرکت‌هایی مثل اپل و انویدیا به دلیل مارکت کپ بیشتر این شرکت‌ها، بیشترین تأثیر را در حرکات بازار دارد.
  • وزن برابر: هر سهام صرف نظر از مارکت کپ آن، تأثیری برابر دارد. نمونه‌ای از این شاخص‌ها، شاخص NDXE (نزدک-100 با وزن برابر) است که برای هر سهام از شاخص نزدک، وزنی مساوی در نظر می‌گیرد.

2. ابزارهای معاملاتی

پس از آشنایی با ترکیبات مختلف شاخص‌ها، در ادامه نگاهی داریم به ابزارهای مورد استفاده در ایندکس تریدینگ:

  • قراردادهای مابه التفاوت (CFD) به تریدرها امکان می‌دهند که با لوریج در رابطه با تغییرات قیمت گمانه زنی کنند و به این ترتیب، می‌توانند با سرمایه کمتر پوزیشن بزرگتری داشته باشند.
  • قراردادهای فیوچرز به تریدرها امکان می‌دهند که یک دارایی را با قیمتی مشخص در یک تاریخ خاص خرید یا فروش کنند. قراردادهای فیوچرز به عنوان یکی از ابزارهای محبوب تریدرها، برای پوشش ریسک یا گمانه زنی راجع به آینده استفاده می‌شوند.
  • قراردادهای آپشن حق خرید یا فروش یک شاخص را با نرخی مشخص پیش از یک تاریخ معین برای تریدرها فراهم می‌کنند.

3. فرایند تریدینگ

اگر در زمینه شاخص‌های بازار مالی تازه کار هستید، می‌توانید این فرایند 4 مرحله‌ای را طی کنید:

  1. انتخاب یک شاخص: معمولاً تریدرها شاخص مورد نظرشان را بر اساس اهداف معاملاتی، میزان آشنایی با بازار و سطح تحمل ریسک انتخاب می‌کنند.
  2. باز کردن پوزیشن: معمولاً ایندکس تریدینگ شامل اجرای یک معامله جهتی است که در آن تریدر باید تصمیم بگیرد که وارد پوزیشن Long (خرید) می‌شود یا Short (فروش).
  3. استفاده از لوریج: با ابزارهایی مثل فیوچرز و آپشن، معمولاً از لوریج استفاده می‌شود که می‌تواند سود بالقوه تریدر را تقویت کند. اما برای استفاده از لوریج باید بسیار مراقب بود چون لوریج می‌تواند احتمال متضرر شدن تریدر را هم افزایش دهد.
  4. بستن پوزیشن: آیا شاخص به یک قیمت تارگت خاص رسیده است؟ چه تصمیم به حفظ سود گرفته و چه به دنبال توقف ضرر باشید، می‌توانید پوزیشن‌ها را با فروختن (در حالت long) یا خرید مجدد (short) طبق نرخ جاری ببندید تا ضرر یا سود شما محقق شود.

به طور خلاصه، ایندکس تریدینگ راهی برای استفاده از تغییرات کلان‌تر بازار از طریق ابزارهای مالی مختلف است. این استراتژی امکان تنوع بخشی و انعطاف پذیری را فراهم کرده اما با توجه به نوسان بازارها، استفاده از این روش مستلزم مدیریت ریسک دقیق است.

مزایای ایندکس تریدینگ

ترید کردن شاخص‌های بازار مالی مزایای خاصی دارد که باعث جذابیت آن هم برای تریدرهای تازه کار و هم افراد مجرب شده است؛ از جمله:

  1. تنوع بخشی: همانطور که همیشه اشاره شده، قرار دادن همه تخم مرغ‌ها در یک سبد کار معقولانه‌ای نیست. با ترید کردن شاخص‌ها، در هر معامله در واقع با طیف وسیعی از دارایی‌ها یا سهام شرکت‌ها کار می‌کنید. این تنوع بخشی به کاهش ریسک ناشی از کار با یک دارایی یا سهام کمک می‌کند، چون ممکن است عملکرد ضعیف یک شرکت با عملکرد قوی سایر شرکت‌ها جبران شود.
  2. کمتر شدن نوسان: معمولاً شاخص‌ها نسبت به دارایی‌های مجزا نوسان کمتری دارند چون تغییرات قیمت آنها با عملکرد چندین دارایی مختلف تعدیل می‌شود. این ثبات باعث شده که شاخص‌ها برای تریدرهایی که به دنبال نوسان کمتر هستند انتخاب بهتری باشند.
  3. دسترسی به بازار و نقدینگی: شاخص‌های بزرگ مثل DJIA و SPX نقدینگی زیادی دارند و حجم معاملات روزانه آنها به چندین میلیارد دلار می‌رسد. در نتیجه امکان اجرای روان معاملات و دسترسی به بازارهای جهانی را بدون نیاز به داشتن چندین حساب در بروکرهای مختلف فراهم می‌کند.
  4. سادگی و مقرون به صرفه بودن: ترید کردن شاخص‌ها باعث ساده‌تر شدن فعالیت در بازار می‌شود. از آنجایی که در این روش نیازی به تحلیل کردن دارایی‌های مختلف وجود ندارد، هزینه‌های تراکنش کاهش پیدا می‌کند چون ترید کردن یک شاخص نسبت به ترید کردن چندین سهام مختلف مقرون به صرفه‌تر است.
  5. انعطاف پذیری و لوریج: تریدرهایی با ریسک پذیری بیشتر می‌توانند برای شاخص‌ها از ابزارهای لوریج دار استفاده کنند در نتیجه با سرمایه‌ای کمتر، پوزیشن‌های بزرگتری در اختیار داشته و می‌توانند از هر دو حالت ریزش و صعود بازار بهره ببرند.
  6. فرصت‌های پوشش ریسک: شاخص‌ها برای پوشش ریسک سایر ابزارهای مالی بسیار مفید هستند. مثلاً فروش استقراضی یک شاخص می‌تواند ضرر ناشی از ریزش کلی‌تر بازار را پوشش دهد.

انواع شاخص‌های بازار مالی

می‌توان شاخص‌ها را بر اساس پوشش، روش وزن دهی و تمرکزشان دسته بندی کرد.

روش‌های اصلی دسته بندی شاخص‌ها عبارتند از:

بر اساس پوشش

  • شاخص‌های جهانی مثل شاخص جهانی MSCI عملکرد دارایی‌های مختلف را در سطح چندین کشور دنبال می‌کنند.
  • شاخص‌های منقطه‌ای مثل شاخص اروپای توسعه یافته FTSE متمرکز بر یکسری مناطق جغرافیایی خاص هستند.
  • شاخص‌های کشوری مثل S&P 500 در آمریکا یا Nikkei 225 در ژاپن نماینده بازار سهام یک کشور خاص هستند.
  • شاخص‌های بخشی مثل شاخص‌های مربوط به نیمه‌هادی‌ها ملاحظات عملکردی بخش‌های خاصی را در نظر دارند.
  • شاخص‌های مبتنی بر بورس‌های خاص، مربوط به سهام قابل معامله در برخی بورس‌ها هستند مثل نزدک 11.

بر اساس تمرکز

  • شاخص‌های معیار جزء محبوب‌ترین شاخص‌ها بوده و عملکرد کلی یک بازار را نشان می‌دهند مثل S&P 500 یا NIFTY 50.
  • شاخص‌های مارکت کپ، سهام را بر اساس ارزش بازار دسته بندی می‌کنند (یعنی مارکت کپ زیاد، متوسط یا کم). برخلاف نزدک 100 که سهم‌هایی با مارکت کپ بزرگ را دنبال می‌کند، شاخص‌هایی مثل شاخص راسل 2000 وجود دارند که سهم‌هایی با مارکت کپ کوچک را دنبال می‌کنند.
  • شاخص‌های موضوعی: این شاخص‌ها به پیگیری رفتار شرکت‌هایی با موضوعات خاص کمک می‌کنند مثل شرکت‌های حوزه تکنولوژی و غیره.
  • شاخص‌های استراتژی: شاخص‌های استراتژی از رویکردهایی چند فاکتوری استفاده می‌کنند تا عملکرد یک پورتفولیوی سهام را بر اساس عواملی مثل کیفیت یا نقدشوندگی دسته بندی کنند.
  • شاخص‌های درآمد ثابت: شاخص‌های درآمد ثابت از جمله صندوق‌های بازار پولی یا اوراق قرضه مرتبط با تورم، تنوع لازم را برای هر پورتفولیویی فراهم کرده و امکان دنبال کردن عملکرد اوراق قرضه و سایر سهم‌های درآمد ثابت را ایجاد می‌کنند.

قیمت شاخص‌ها بر چه اساسی تعیین می‌شود؟

قیمت شاخص‌ها بر اساس عوامل مختلفی تعیین می‌شود که می‌توان آنها را به صورت زیر خلاصه کرد:

1. اندیکاتورهای اقتصادی

  • رشد تولید ناخالص داخلی: رشد اقتصادی قوی می‌تواند اطمینان سرمایه‌گذاران را تقویت کرده و منجر به افزایش قیمت سهم‌ها شود.
  • نرخ تورم و سود: تغییر در این پارامترها می‌تواند روی هزینه قرض گرفتن و همچنین جذابیت سهم‌ها تأثیرگذار باشد.
  • نرخ بیکاری: معمولاً کم بودن نرخ بیکاری نشان دهنده قدرت اقتصاد است که می‌تواند باعث افزایش قیمت شاخص‌ها شود.

2. عملکرد شرکت‌ها

  • گزارش‌های درآمدی: مثبت بودن گزارش‌های درآمدی می‌تواند باعث افزایش قیمت شاخص‌ها شود و بالعکس. به خصوص این نکته در مواقعی که سهم یک شرکت درصد زیادی از یک شاخص را تشکیل می‌دهد، صدق می‌کند.
  • سلامت اقتصادی: معیارهایی مثل حاشیه سود و رشد درآمد برای سرمایه‌گذاران اهمیت زیادی دارند.

3. وضعیت احساسی بازار

  • اطمینان سرمایه‌گذاران: مثبت بودن جو احساسی می‌تواند باعث افزایش قیمت‌ها شود و بالعکس.
  • وضعیت روانی بازار: غالب بودن ذهنیت گله‌ای و واکنش احساسی به اخبار می‌تواند بر قیمت شاخص‌ها تأثیرگذار باشد.

4. رویدادهای بیرونی

  • رویدادهای سیاسی و ژئوپلیتیک: تعرفه‌های سنگین، جنگ‌های بین المللی و بی ثباتی سیاسی می‌توانند بر قیمت شاخص‌ها تأثیرگذار باشند.
  • پیشرفت‌های فناوری: پیشرفت‌ها و دستاوردهای جدید می‌توانند بر بخش‌هایی خاص اثرگذار شده و باعث رشد شاخص‌ها شوند. نمونه‌ای از این پیشرفت‌ها، رونق هوش مصنوعی است که باعث رشد سریع و جلب توجه به دنیای تکنولوژی شد.
  • بحران‌های سلامت جهانی: رویدادهای مهم مثل شیوع بیماری‌های همه گیر می‌توانند باعث نوسان شدید قیمت شاخص‌ها شوند؛ چون در چنین شرایطی تریدرها سعی دارند صرف نظر از قیمت جاری، از سرمایه خودشان حفاظت کرده و از بازار خارج شوند.

مزایا و معایب ایندکس تریدینگ

مزایا

  1. تنوع بخشی: ترید کردن شاخص‌ها امکان استفاده از سهام انواع شرکت‌ها و بخش‌های مختلف را فراهم کرده و منجر به کاهش ریسک وابستگی به تنها یک سهام می‌شود.
  2. نوسان کمتر: معمولاً شاخص‌ها نسبت به سهام‌های تک نوسان کمتری داشته و می‌توانند یک محیط معاملاتی باثبات‌تر ایجاد کنند.
  3. دسترسی به بازار و نقدینگی: شاخص‌های مهم قابلیت نقد شوندگی زیادی داشته و امکان اجرای آسان معاملات و دسترسی به بازارهای جهانی را بدون نیاز به داشتن چندین حساب در بروکرهای مختلف فراهم می‌کنند.
  4. سادگی و مقرون به صرفه بودن: برای معامله شاخص‌ها نیازی به تحلیل یا ترید کردن سهم‌های مختلف ندارید؛ در نتیجه مدیریت پورتفولیو راحت‌تر و هزینه‌های تراکنش کمتر می‌شود.
  5. فرصت‌های پوشش ریسک و انعطاف پذیری: می‌توان از شاخص‌ها برای پوشش ضرر سایر معاملات استفاده کرد؛ در نتیجه هم برای بازارهای صعودی و هم نزولی، انعطاف پذیری بیشتری فراهم می‌کنند.

معایب

  1. محدود شدن پتانسیل صعود: گرچه شاخص‌ها مزایایی مثل تنوع بخشی دارند اما ممکن است پتانسیل سود قابل توجهی را که یک سهم خاص می‌تواند فراهم کند، محدود کنند.
  2. نبود قابلیت مدیریت فعالانه: برخلاف ETFهایی که به صورت فعالانه مدیریت می‌شوند، معمولاً سرمایه‌گذاری روی شاخص‌ها شامل یک استراتژی غیرفعال است – یعنی برای بهبود عملکرد نسبت به کلیت بازار، تلاشی صورت نمی‌گیرد.
  3. ریسک بازار: با وجود تنوع بخشی، شاخص‌ها هم امکان ریزش را دارند.
  4. نداشتن کنترل بر دارایی‌های مربوطه یا وزن آنها در شاخص: متأسفانه سرمایه‌گذاران کنترلی بر شیوه تنظیم اجزای مختلف یک شاخص ندارند.
  5. ریسک نقد شوندگی: ممکن است برای نقد شوندگی شاخص‌های کوچک یا کمتر شناخته شده مشکلاتی وجود داشته باشد که باعث سخت‌تر شدن ورود یا خروج با نرخ مطلوب می‌شوند.

جمع بندی

ترید کردن شاخص‌های بازار مالی با توجه به عمق دارایی‌ها و مکانیک‌های دخیل در این فرایند کار سختی به نظر می‌رسد. مثلاً S&P 500 از صدها سهام تشکیل شده که هر کدام وزن متفاوتی دارند. اگر سهم‌هایی با مارکت کپ قابل توجه مثل تسلا دچار نوسان شوند، این نوسان می‌تواند روی کل شاخص تأثیرگذار باشد. به همین دلیل لازم است تریدرهای تازه کار قبل از اجرای هر گونه تراکنشی با شاخص‌ها، تحقیقات لازم را انجام داده و با ریسک‌های آن آشنا شوند.

اگر چشم‌انداز طولانی مدت‌تری دارید، ترید کردن شاخص‌ها می‌تواند مفید باشد به خصوص اگر قصد پیاده سازی استراتژی «متوسط هزینه‌های دلاری (یا ریالی)» را داشته باشید که در آن پوزیشن شما به مرور شکل می‌گیرد.