آکادمی

دوشنبه, 14 بهمن 1404 20:37

تراکنش مبتنی بر قصد (Intent-Based) در حوزه دیفای چیست؟

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نکات کلیدی

  • تراکنش‌های مبتنی بر قصد به کاربران امکان می‌دهند که به جای مراحل رسیدن به نتیجه مطلوب، خود نتیجه را تعیین کنند.
  • این مدل باعث می‌شود که پیچیدگی اجرای تراکنش از سمت کاربر به سمت ایجنت‌های شخص ثالثی منتقل شود که به آنها حل کننده یا فیلتر می‌گوییم.
  • تراکنش‌های مبتنی بر قصد می‌توانند تجربه تریدینگ را روان‌تر کرده، به صرفه جویی در کارمزدها کمک کرده و از کاربران در برابر یکسری از ربات‌های معاملاتی خاص حفاظت کنند.
  • اما در این رویکرد هم یکسری محدودیت مثل ریسک‌های متمرکز شدن و ابهام از نظر شیوه اجرای معاملات توسط واسطه‌ها وجود دارد.

مقدمه

در اولین روزهای اقتصاد غیرمتمرکز (دیفای)، اجرای معامله شبیه به حل معما بود. برای انجام این کار باید هزینه گس را حدس زده، مسیر درست برای معامله را انتخاب کرده و امیدوار بودید که تراکنش شکست نخورد. در صورت بروز مشکل و خطا، کل پول شما از دست می‌رفت.

تراکنش‌های مبتنی بر قصد برای حل این چالش‌ها طراحی شده و دیفای را دسترس پذیرتر می‌کنند. می‌توان این سیستم را به این صورت توصیف کرد: به جای اینکه یک مجموعه ابزار در اختیار شما قرار گرفته و از شما خواسته شود که یک ماشین بسازید، سیستم مثل یک راننده عمل می‌کنند. شما صرفاً مقصدتان را مشخص می‌کنید و خود سیستم کار رانندگی را انجام می‌دهد.

قصد یا Intent چیست؟

در حوزه دیفای، قصد همان هدف شماست. بنابراین بر خلاف تراکنش‌های معمولی که دستورالعمل‌ها را مشخص می‌کنند (مثل "انجام کار A، بعد B و بعد C")، قصد مشخص کننده خروجی نهایی است (مثلاً "X را می‌خواهم و مایل به پرداخت مبلغ Y هستم"). در ادامه مدل مبتنی بر قصد و روش سنتی را با هم مقایسه می‌کنیم.

روش سنتی

روش سنتی شامل انجام کارها توسط خود کاربران بود که می‌بایست دستورالعمل‌ها را برای بلاک چین مشخص می‌کردند.

  • مثال: "توکن من را بگیر، به این استخر خاص برو، توکن را مبادله کن، این مبلغ گس را پرداخت کن و توکن جدید را به والتم بفرست."
  • مشکل: در صورت تغییر کارمزد گس یا خالی بودن استخر، معامله شکست می‌خورد. باید به صورت دقیق با طرز کار سیستم آشنا باشید.

روش جدید

تمرکز این روش، نتیجه نهایی است:

  • مثال: "من 1 اتر دارم و حداقل 2 هزار USDC می‌خواهم. این کار را انجام بده."
  • راه حل: برای شما مهم نیست که از چه استخری استفاده شده یا چقدر گس پرداخت می‌شود. شما صرفاً می‌خواهید که نتیجه نهایی با درخواستتان تطبیق داشته باشد.

سیستم‌های مبتنی بر قصد چطور کار می‌کنند؟

در معماری قصد – محور، چرخه حیات تراکنش تفاوت چشمگیری با مدل استاندارد دارد؛ از جمله:

  1. بیان کاربر: کاربر یک پیام (قصد) را امضاء می‌کند که هدف دقیق وی را مشخص می‌کند مثل سوآپ کردن توکن A با B با حداقل قیمت.
  2. برون سپاری: این قصد روی شبکه‌ای متشکل از ایجنت‌های شخص ثالث که به آنها حل کننده، جستجوگر یا فیلتر گفته می‌شود، منتشر می‌شود.
  3. اجرا: حل کننده‌ها با هم در رقابت هستند تا مسیر اجرای بهینه را پیدا کنند. ممکن است آنها نقدینگی را از منابع مختلف تجمیع کرده، چند سفارش را دسته بندی کرده یا از مخزن خودشان برای انجام درخواست استفاده کنند.
  4. تسویه: حل کننده برنده، تراکنش را روی زنجیره اجرا می‌کند. در خیلی از طراحی‌ها، حل کننده هزینه گس را پیش پرداخت کرده و بعد این هزینه از طریق معامله بازپرداخت می‌شود.

مزایای تراکنش‌های مبتنی بر قصد

بهبود تجربیات کاربری

سیستم مبتنی بر قصد، پیچیدگی‌های فنی دیفای را از دید کاربر پنهان می‌کند. نیازی نیست که کاربران نگران مسائلی مثل افزایش هزینه گس، شکست خوردن تراکنش‌ها یا پل زدن دارایی بین زنجیره‌های مختلف به صورت دستی باشند. مثلاً معاملات بدون گس هم ممکن هستند؛ چون حل کننده‌ها می‌توانند کارمزد را بر اساس کوین بومی (مثل اتر) پرداخت کنند و کاربران آن را بر اساس توکنی که سوآپ می‌کنند (مثل USDC) پرداخت می‌کنند.

حفاظت در برابر MEV

در سیستم معاملات سنتی، کاربران در برابر حملات MEV (حداکثر ارزش قابل استخراج) مثل حملات ساندویچی یا فرانت – رانینگ آسیب پذیر هستند. سیستم‌های مبتنی بر قصد با محول کردن ریسک اجرا به حل کننده‌ها این خطر را حذف می‌کنند. از آنجایی که تا زمان برآورده شدن شرایط کاربر معامله نهایی نشده، حل کننده انگیزه دارد تا از ارزش معامله حفاظت کند.

قیمت گذاری بهتر و بهره وری سرمایه

کاربران با برون سپاری اجرا به یک بازار رقابتی از حل کننده‌ها دسترسی دارند که در سطح منابع نقدینگی برون زنجیره‌ای و درون زنجیره‌ای بهترین قیمت‌ها را پیدا می‌کنند. حل کننده‌ها می‌توانند چندین تراکنش را با هم حل کنند که این قابلیت بهره وری را افزایش و تأثیر کلی بر شبکه را کاهش می‌دهد.

مثال‌هایی از پلتفرم‌های دیفای با تراکنش‌های قصد-محور

بسیاری از پروتکل‌های دیفای برای ارتقای سرویس‌های خودشان از مدل‌های مبتنی بر نقش استفاده می‌کنند، از جمله:

  • CoW Protocol: از مزایده‌های دسته‌ای برای تطبیق دادن معاملات استفاده کرده و از کاربران در برابر MEV حفاظت می‌کند.
  • UniswapX: نقدینگی را از منابع مختلف تجمیع کرده و مبادلات بدون گس را با استفاده از مکانیزم مزایده هلندی اجرا می‌کند.
  • 1inch Fusion: سفارشات کاربران توسط حل کننده‌های حرفه‌ای که کارمزد گس پرداخت می‌کنند، اجرا می‌شوند.
  • Across Protocol: از قصد برای پل زدن بین زنجیره‌ای با سرعت و هزینه مناسب استفاده می‌کند.

ریسک‌ها و چالش‌ها

سیستم مبتنی بر قصد می‌تواند کار کاربران را آسان‌تر کند اما لازم است چند نکته را در نظر داشته باشیم:

  • ریسک متمرکز شدن: در حال حاضر، Solver شدن کار سختی است. اگر تنها یکسری شرکت بزرگ قادر به انجام این کار باشند، سیستم غیرمتمرکز نخواهد بود.
  • اعتماد: باید به عملکرد سیستم حل کننده‌ها اعتماد کنید. از آنجایی که بخشی از کار روی بلاک چین اصلی انجام می‌شود، مشاهده اینکه دقیقاً چه اتفاقی در جریان است نسبت به روش سنتی سخت‌تر خواهد بود.

جمع بندی

تراکنش‌های مبتنی بر قصد با این هدف طراحی شده‌اند که استفاده از دیفای برای کاربران به راحتی استفاده از اپلیکیشن‌های بانکی باشد. تمرکز بر آنچه می‌خواهید به جای روش انجام آن، باعث ساده‌تر شدن استفاده از فناوری می‌شود. با رشد و توسعه این فناوری، انتظار می‌رود که کاربران در همه سطوح دیفای به خدماتی روان‌تر، ارزان‌تر و امن‌تر دسترسی داشته باشند.